محمد تقي جعفري
555
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( و من نفس خود را تبرئه نمىكنم ، البته نفس به بدىها فرمان مىدهد ، مگر پروردگار من رحم كند . خداى من بخشاينده ومهربان است ) . « واَلَّذِينَ آمَنُوا واِتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ 52 : 21 . . . » ( 1 ) ( و كسانى كه ايمان آوردند و نسلشان در ايمان از آنان تبعيت كردند ، نسل ايشان را به آنان الحاق نموديم . . . ( ( 3859 ) ) سبح لله هست اشتابشان تنقيهء تن مىكند از بهر جان آيا تسبيح وسجدهء جهان پيروى آن از قوانين است ؟ اين نظريه مورد اعتقاد گروه فراوانى از الهيون ودانشمندان اسلامى است . ولى در مجلدات گذشته جلال الدين اين نظريه را نپذيرفته و گفته است : تسبيح وسجدهء موجودات يك فعاليت الهى متافيزيكى است كه موجودات انجام مىدهند و براى اثبات اين عقيده به مضمون آياتى استشهاد كرده است كه مىگويد : « وشما تسبيح وسجدهء آنها را نمىفهميد « مانند » و لكن لا تفقهون تسبيحهم « و اين استدلال كاملًا صحيح است و يا اين كه مقصود از پيروى از قوانين امور ماوراى طبيعى مىباشد كه براى انسانها قابل درك نيست . مگر اين كه بگوييم : ما انسانها حتى حقيقت نهانى همين نظم وقوانين را كه بر طبيعت حكم فرما است ، نمىدانيم . تفسير ابيات وقتى كه فرستادهء شاه موصل به نزد پهلوان آمد وپيغام شاه را رسانيد . پهلوان گفت : من نه ملكى مىخواهم و نه مالى ، بلكه صاحب جمالى را مىخواهم كه در اين شهر است وسپس كاغذى را كه نقش صورت كنيزك در آن ترسيم شده بود به آن فرستاده داد وگفت : برو پيش شاه وآشكارا به او بگو : كه درست در اين كاغذ بنگر
--> ( 1 ) سوره طور ، آيهء 22 . .